شبکه یک - 20 تیر 1404

اینک "ایران"، گل سرسبد "جهان" ("ملت ما"، عمود خیمه‌ی "امت ما")

نشست بررسی (چنگ پیروزمندانه ایران با آمریکا و اسرائیل، به نیابت از ستمدیدگان عالم) - ۱۴۰۴

بسم‌الله الرحمن الرحیم

همه نگاه‌ها به سمت این منطقه غرب آسیا است. امروز این منطقه واقعاً قلب جهان شده است. مرکز سیاسی، ژئوپلیتیک، اقتصادی، نظامی در سراسر کره زمین و یک دوقطبی کامل جهانی برقرار است. ایران به عنوان رهبر جبهه توحید و دفاع از مستضعفین در پنج قاره عالم مورد احترام ملت‌ها علناً و بسیاری از دولت‌ها غیرعلنی، محافظه‌کارانه و در گفت‌وگوهای خصوصی به ایران پیام می‌دهند که قلب ما، دل ما با شما است. من به یاد جمله‌ای از فرزدق افتادم که وقتی از سیدالشهدا(سلام‌الله علیه) پرسیدند چه خبر؟ گفت: «قلوبهم معک و سیوفهم علیک». حتی آن‌ها که با سپاه دشمن همکاری می‌کنند، قلب‌های آن‌ها با شما است. قلباً شما را قبول دارند، احترام برای شما قائل هستند؛ حتی آن‌ها که با دشمن دارند به خاطر منافع‌شان و از سر ترس همکاری می‌کنند.

امروز آمریکا و صهیونیسم دقیقاً نماد کفر و شرک شدند و ایران و جبهه مقاومت نماد اسلام و توحید، نبرد عدل و ظلم است. امروز همان اتفاقی که در جنگ احزاب افتاد که بزرگ‌ترین تلاش کفر، آخرین تیرهای ترکش دشمن، آخرین قدرت‌نمایی‌های و دست و پا زدن‌های شرک بود و بزرگ‌ترین قهرمانان آن‌ها به صحنه آمدند؛ پهلوان‌های چشم‌پرکن آن‌ها مثل عمروبن عبدود و این‌ها به صحنه آمدند و حتی توانستند از خندق و دژ دفاعی مسلمین، این پهلوان‌هایشان عبور کنند و «هل من مبارز» طلبیدند و جنگ روانی برای ارعاب جبهه توحید مسخره کردند در کنار تهدید. عمروبن عبدود وقتی از خندق عبور کرد و آمد به مسلمانان گفت که «بیایید جلو». همه حتی آن‌ها که رزمنده بودند و آمده بودند برای دفاع، در یک سطح و ردیف نبودند و عده زیادی از آن‌ها با این که آمده بودند بجنگند اما باز ملاحظه و محافظه‌کاری بود و جلو نرفتند. آدم‌های ضعیف این طرف و آدم‌های پررو آن طرف گمان کردند که کار تمام است، مسلمانان شکست خوردند، ترسیدند، فهمیدند این بزرگ‌ترین لشکرکشی تاریخ حجاز است. مدینه در محاصره است. شما هم که ترسیدید رفتید پشت خندق قایم شدید. تحریم، محاصره شهر، تحریم و محاصره، آن‌ها است نه این‌هایی که ما داریم. امروز که ما دشمن را محاصره کردیم در کل منطقه. آن روز مدینه در محاصره بود، خندق کنده بودند برای دفاع از خودشان که دشمن وارد شهر نشود و آن‌ها رجز می‌خواندند. این طرف آمد وقتی اعلام کرد چرا نمی‌آیید جلو؟ پهلوان‌های مسلمان‌ها چه کسی هستند؟ چرا جلو نمی‌آیید؟ بعد حتی تمسخر که مگر نمی‌گفتید می‌خواهید بروید بهشت؟ مگر شما نمی‌گویید که اگر ما شما را بکشیم می‌روید بهشت؟ بیایید من می‌خواهم شما را به بهشت بفرستم!

دو بار علی ابن ابی‌طالب بلند شد و پیامبر(ص) فرمودند: شما بنشینید. بار سوم که کسی جواب نمی‌داد، ایشان بلند شد. فرمودند که بروید. پیامبر اکرم(ص) عمامه خودشان را بر سر علی ابن ابی‌طالب گذاشتند و شمشیر خودشان را به او دادند و فرمودند بروید. علی ابن ابی‌طالب(ع) یک جوانی بود و آن شخص پهلوان شناخته شده‌ای بود. اسم او ترسناک بود. وقتی حضرت امیر در برابر عمرو رفتند، پیامبر اکرم(ص) فرمودند که اینجا نبرد دو تا آدم نیست. «برز الإیمان کله إلى الشرک کله». تمام ایمان به نبرد با تمام شرک رفت. این نبرد، نبرد سمبلیک، نبرد نمادین است و سرنوشت اسلام و کفر در این نبرد روشن خواهد شد. از جهاتی نه از همه جهات در موقعیت مشابهی هستیم و الآن نبرد ما با جبهه مقاومت با آمریکا و اسرائیل و عوامل آن‌ها مصداق دیگر و مصداق معاصری از «برز الإیمان کله إلى الشرک کله» است. یعنی هرکدام از این دو تا در این نبرد، از این دو طرف پیروز بشوند، معنای آن پیروزی ایمان بر کفر یا کفر بر ایمان است در این مقطع از تاریخ که مقطع بسیار مهمی هم هست. یعنی این نبرد سرنوشت اسلام و شرک را مشخص می‌کرد. اینجا هم ما با یک شرایط مشابهی از جهاتی مواجه هستیم.

در ایام شهادت سیدالشهدا(ع) و کربلا هستیم. به کسانی که محافظه‌کارانه نگاه می‌کنند یا یک جمله‌های کلی احمقانه، خنثی که یک نوع فقدان شرف پیچیده در زرورق است. تحلیل‌هایی که آقا این کل این ماجراها تقصیر جبهه مقاومت بود. این نبردها که شروع شد و این ده‌ها هزار نفری که در غزه شهید شدند. سید حسن شهید شد، یحیی سنوار، اسماعیل هنیه، و... الآن یمن را دارند می‌زنند، به ایران حمله کردند. به جای حمایت از جبهه حق، متلک و طعنه و تردید و توهین، حق را تقریباً به جانب ظلم و استکبار می‌دهند. یا بی‌طرفانه سکوت می‌کنند. کسانی که دلشان با ایران هست اما زبان آن‌ها گنگ و لال است و سکوت می‌کنند.

جواب همه این‌ها را شما در زیارت عاشورا و در فرمایشات سیدالشهدا(س) می‌بینید. این که در روایات ما مکرر آمده است، رضایت به عمل یک جبهه، مشارکت با آن‌ها است. حضرت رضا(سلام الله علیه) فرمودند در هر ماجرایی دل شما با هر طرف که هست عملاً در جبهه آن‌ها هستید؛ حتی اگر در جبهه به آن‌ها کمک نکرده باشید. فرمودند: رضایت به عمل یک گروه، دقیقاً اشتراک با آن‌ها است. شما بی‌طرف و ساکت نیستید. شما جزء جبهه دشمن هستید. شما در قیامت هم با آن‌ها محشور خواهید شد. خیلی‌ها بودند که در کربلا نبودند اما جزء سپاه یزید حساب می‌شوند و در قیامت هم یزیدی محشور می‌شوند. فرمودند آن‌ها را هم لعن کنید. ««لعن الله أمة سمعت بذلک فرضیت به». لعنت بر همه آن‌ها که شنیدند ماجراهایی که در صدر اسلام، در جهان اسلام، در زمان سیدالشهدا اتفاق افتاد و به آن‌ها رضایت دادند، سکوت کردند، کاری نکردند، حرفی نزدند که طرف دشمنان را می‌گیرند، جبهه آمریکا و صهیونیست‌ها، انگلیسی‌ها و متحدین آن‌ها را تقویت می‌کنند یا اگر جرأت نمی‌کنند به این صراحت و وقاحت موضع بگیرند، خیلی که زور می‌زنند، می‌گویند ما جنگ را محکوم می‌کنیم اما اسرائیل و آمریکا را محکوم نمی‌کنند. جنگ را محکوم می‌کنید یعنی چه؟ جنگ بد است. جنگ را چه کسی شروع کرده است و چرا؟ حاضر نیستند علیه آمریکا و اسرائیل یک کلمه حرف بزنند.

زمان سیدالشهدا(ع) خیلی‌ها دلشان با امام حسین بود. دوست داشتند ایشان را ولی حتی می‌گفتند: «ما این جنگ و خشونت را محکوم می‌کنیم اما علیه یزید حرف نمی‌زدند. ممکن بود بگویند ما حسین را دوست داریم اما علیه یزید چیزی نمی‌گفتند. اظهار تأسف می‌کردند و امام حسین را نصیحت می‌کردند. این که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگر کسی در مشرق، در شرق جهان کشته بشود و یکی در غرب جهان راضی باشد به این کار یا سکوت کند و بگوید من نظری ندارم، من همین‌طور کلی محکوم می‌کنم، قاتل و ظالم را محکوم نمی‌کنم، پیامبر اکرم(ص) فرمودند: همه شما در خون آن مظلوم شریک هستید!

الان هرکس در دنیا نسبت به ماجراهای غزه و لبنان و منطقه، جنایاتی که در این دو سال بطور خاص اتفاق افتاد و ادامه دارد، موضع صریح نگیرد و تا آنجایی که می‌تواند کمک نکند، متنفر نباشد حتی در قلب، قلباً متنفر باید باشد از این‌ها. اگر نباشد یا بگوید این حادثه اصلاً به ما ربطی ندارد، حالا ما صبر می‌کنیم بگذرد، تمام شود بالاخره این هم یک جوری تمام می‌شود. پیامبر فرمودند: شما همه شما در خون این شصت هزار زن و بچه و افراد بی‌سلاحی که در غزه و لبنان به شهادت رسیدند شریک هستید.

وقتی امام سجاد(ع) که جوان بیست و چند ساله در اسارت دشمن هستند به آن دستگاه رسانه‌ای یزید فرمودند که این آدم‌هایی که حرف‌های مذهبی کلی می‌زنند، صلح‌طلبانه در خدمت جنگ‌افروزان هستند. خطیب یزید بلند شد یک سخنرانی مذهبی کرد، و حرف‌هایی گفت که آن‌ها خوشحال بشوند. امام سجاد(ع) وقتی که آن سخنرانی و منبرش تمام شد، فرمودند که فروختی! «اشتریت مرضاة المخلوقین بسخط الخالق». فروختید خودتان را، دین خودتان را و خدا را، خشم خدا را به قیمت لبخند این حکومت و یزید و این جنایتکاران فروختید. یا «اشتریت مرضاة المخلوقین بسخط الخالق». لبخند این دژخیم‌ها و جنایتکاران را به قیمت خشم خداوند خریدید. معامله بدی کردید. حرف‌هایی می‌زنید که عده‌ای برای شما کف بزنند، خوششان بیاید، منافع شما در دنیا تأمین و تضمین بشود. «لا تسخطوا الله برضى أحد من خلقه». خداوند را ناخشنود نکنید، به خشم نیاورید به خاطر لبخند و رضایت و کف زدن کسانی در این دنیا. ضمن این که آن‌ها که فکر می‌کنند با این نوع موضع‌گیری می‌خواهیم یک کاری کنیم که هیچ‌کس از دست ما عصبانی نشود، ناراحت نشود و همه از ما تمجید بکنند، اصلاً این امکان ندارد. یکی از محبوبیت‌ها و رضایت‌هایی که هم نامشروع است هم اصلاً ناممکن است این است که یک کاری بکنیم که هیچ‌کس علیه ما حرف نزند و دشمن نداشته باشیم. دشمن‌تراشی نکنیم به هیچ وجه. از هیچ‌کس، از هیچ حقی، هیچ مظلومی دفاع نکنیم برای این که عده‌ای دشمن ما بعداً نشوند علیه ما حرف نزنند و چیزی نگویند، این اصلاً امکان ندارد. هر نوع دشمن داشتنی بد نیست. یک دشمن‌هایی را اگر نداشته باشید معلوم می‌شود شما موضعی ندارید، از هیچ حقی دفاع نمی‌کنید و لذا در جبهه باطل کسی با شما دشمن نیست. چون تو با باطل و با ظلم دشمن نیستی.

اواخر که رسول خدا(ص) در حال رفتن از این عالم بودند، پیامبر اکرم به علی ابن ابی‌طالب(ع) فرمودند: «یا علی! اتق الضغائن التی لک فی صدور من لا یظهرها إلا بعد موتی». علی! از الآن آماده باشید و خودت را آماده کن برای کینه‌هایی که علیه تو در سینه‌هایی است که تا من هستم این‌ها را خیلی آشکار نمی‌کنند اما بعد از من، بعد از رفتن من، این‌ها علیه تو شعله‌ور خواهد شد به خاطر ضرباتی که تو به جبهه شرک زدی. «اولئک یلعنهم الله». لعنت خدا بر آن‌ها خواهد بود. خداوند آن‌ها را لعنت می‌کند و «یلعنهم اللاعنون». و لعنت‌کنندگان هرکه لعنت کند، به آن‌ها لعنت کند؛ که آن مصداق بارز آن در همین کربلا از جمله ظهور می‌کند.

آقا شما یک کاری کردید که آمریکا، انگلیس، اسرائیل، کجا و عوامل آن‌ها، این‌ها با شما دشمن شدند، علیه شما وارد عمل شدند. همین است. یکی از اتهاماتی که به علی ابن ابی‌طالب می‌زدند، این بود که تو برای خودت دشمن‌تراشی کردی. عده‌ای به امیرالمؤمنین(ع) گفتند که تو زمان پیامبر بعضی از عزیزان ما را کشتی، که مثلاً حضرت امیر را در گوشه رینگ قرار بدهند، منفعل کنند. ایشان فرمود: آن قلب هنوز در سینه من هست و آن شمشیر هنوز در دست من است. من همان علی هستم. من مثل بعضی‌ها خط عوض نکرده‌ام ما بر همان آرمان خودمان هستیم.

دو تا تعریف از پیشرفت، از قدرت، از اقتدار، هم آن موقع بود هم الان. و قرآن، قرآن کریم به این دو تا تعریف از اقتدار اشاره می‌کند. از یک طرف فرعون است که می‌گوید: «انا ربکم الأعلی». «رب» به این معنی نیست که من شما را خلق کردم. رب خالق نیست. «رب» یعنی کسی که امور شما، هست و نیست شما دست من است. یعنی الان آمریکا و صهیونیست‌ها و انگلیسی‌ها و این‌ها به بشر «انا ربکم الأعلی» می‌گویند! در قرن هجده و نوزده انگلیس و فرانسه و این‌ها بودند، می‌گفتند. روسیه تزاری و بعد روس‌های کمونیست و این‌ها می‌گفتند.

دیکتاتورهای کوچک در هر کشوری از شاه و صدام و دیگرانی که هستند که بالا سر ملت خودشان خشن، متکبر، فرعون، وحشی، در برابر ارباب خارجی ذلیل و حقیر و برده‌صفت هستند، همه این‌ها هم به ملت خودشان، به زیردست‌هایشان می‌گویند: «انا ربکم الأعلی»! یعنی من برای شما و به جای شما تصمیم می‌گیرم. همه‌ چیز شما دست من است. من باید بگویم. آن طرفش هم موسی(سلام الله علیه) است. آن طرف ابراهیم(سلام الله علیه) است. عیسی(سلام الله علیه) و نوح(سلام الله علیه) و پیامبر اکرم(صلوات الله علیه و آله) است.

بنابراین این جبهه‌بندی که شما الان می‌بینید که در کل دنیا از شرق عالم تا غرب، دوقطبی شده، دو جبهه تشکیل شده. همه‌جا، حتی داخل خود آمریکا و اروپا، از شرق آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین، همه‌جا جمعیت‌های عظیم حق‌طلبان و آن‌ها که بر اساس فطرت عمل می‌کنند، طرف فلسطین، طرف ایران هستند و امروز پرچم ایران و فلسطین پرچم آزادی‌بخش و رهایی‌بخش در جهان شده است. معاون وزیر خارجه اسرائیل می‌گوید امروز ایران و رهبر ایران چگوارای کل زمین شدند. حالا از نظر او این یک ارزش مهمی است. چگوارا به قوزک پای مردان و زنان انقلاب اسلامی نمی‌رسد.

حالا تعبیر آن‌ها این است. دارند می‌گویند امروز پرچم ایران و فلسطین در تمام جهان شده پرچم رهایی‌بخش و جوانان، روشنفکران، ملت‌ها، مظلومین، مصلحان همه کنار ما آمده‌اند. ایران محبوب‌ترین دوره تاریخ خودش را در جهان الان دارد سپری می‌کند. هیچ ‌وقت ایران در کل جهان این‌قدر هرگز، هرگز و هرگز محبوب نبوده است. این محبوبیت و قدرت که قدرت معنوی است، آن قدرت معنوی از قدرت مادی مهم‌تر است؛ و آمریکا و اسرائیل از اول که آمدند، می‌دانید که عمر این‌ها صد سال هم نیست. آمریکا از بعد جنگ جهانی اول و به خصوص دوم شده یکی از قدرت‌های اصلی جهان. صد سال پیش آمریکا یعنی اول قرن بیست، قدرت این جوری نبود. این چون در جنگ جهانی اول و دوم کل اروپا و به یک معنا قدرت‌های نظامی و اقتصادی جهان آن موقع همه همدیگر را لت و پار کردند و از بین رفتند و او دور از جنگ ماند، به خصوص بعد جنگ جهانی دوم این‌ها قدرت شدند. اسرائیل هم بعد جنگ جهانی دوم در واقع مستقر و تشکیل شد. در آن جنگ می‌دانید کل نظام سیاسی نظامی کره زمین بهم ریخت. سه- چهار تا قدرت جهانی منهدم شدند و چند قدرت دیگر مسلط شدند و اینجا بود که آمریکا مطرح شد. عمر اسرائیل هم همین حدود هفتاد- هشتاد سال است. صد سال نیست که آمریکا و صهیونیسم به قدرت رسیدند و هنوز صد سال نشده دارند ضربه می‌خورند و قدم به قدم عقب می‌روند.

بعضی‌ها که عقل آن‌ها به چشم‌شان است، پیشرفت را پیشرفت مادی می‌بینند فقط و توجهی به پیشرفت‌های انسانی، معنوی، اخلاقی، عقلانی ندارند چون نگاه آن‌ها نگاه مادی است. یعنی می‌گوید آقا آمریکا مثلاً بمب اتم دارد، اسرائیل سرمایه‌دارای دنیا، مسلط هستند، رسانه‌ها، بانک‌ها، فلان، این‌ها این جوری هستند. این طرف غزه و لبنان و یمن و ایران و... فکر می‌کنند که این محاسبه، یک محاسبه واقع‌بینانه و منطقی است. این همان اشتباهی است که در صدر اسلام در قضاوت بین اشراف قریش، ابوجعل و ابوسفیان و این‌ها با جبهه پیامبر اکرم شد و بعد آن‌ها نابود شدند و مسلمین ابر قدرت جهان شدند.

این همان اشتباهی است که از تا سال ۵۷ حتی تا چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط پهلوی و شاه و فرار او از ایران، همین محاسبه را می‌کردند. می‌گفتند مگر ممکن است؟ این همان محاسبه‌ای است که وقتی در جنگ هشت ساله کل دنیا آمدند پشت صدام و همه سلاح‌هایشان را به او دادند و به ما حتی سیم خاردار نمی‌دادند، همین محاسبه را کردند. این همان محاسبه‌ای است که باور نمی‌کردند حماس و حزب‌الله ارتش صهیونیستی را که این‌ها می‌گفتند قوی‌ترین ارتش است و جزء چهار ارتش برتر جهان است، مچاله کردند. چند هزار جوان مجاهد حزب‌الله و حماس. اسرائیل به دست حماس و حزب‌الله از بین رفت. بعداً همه این‌ها پای کار آمدند. دو سال است در منطقه آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، همه این‌ها با تمام قوا در صحنه هستند. به علاوه رژیم‌های منطقه که دارند با این‌ها اکثراً غیرعلنی و بعضی از آن‌ها را خیلی علنی همکاری می‌کنند. یعنی از ترکیه و آذربایجان بگیرید تا بعضی رژیم‌های عربی در منطقه. این‌ها می‌دانند که در جبهه آمریکا و اسرائیل هستند. علیه غزه و لبنان و علیه سوریه عمل کردند. علیه یمن و علیه ما دارند عمل می‌کنند. در ذهن این‌ها همان اشتباه الان هست و هرچه ضربه می‌خورند باز متوجه نمی‌شوند که محاسبات دیگری هم غیر از این محاسبات صرفاً مادی هست.

بعضی‌ها وقتی داوری تمدنی می‌کنند، می‌گویند که اسلام زمان پیامبر در مدینه کجا؟ اسلام زمان بنی‌امیه و بنی‌عباس در دمشق و بغداد کجا؟ خیلی پیشرفت کرد. اول چه کسانی بودند؟ چند هزار جوان که نه سلاح مدرنی داشتند، نه اقتصاد قوی داشتند، نه امکاناتی داشتند. در برابر روم، ارتش روم، ارتش ساسانی. اصلاً قبل از آن‌ها در برابر این اشراف قریش، بت‌پرست، جریان‌های جاهلی، در برابر یهود و نفوذ آن در مدینه و منطقه. مگر این‌ها می‌توانند؟ این‌ها خیلی ضعیف بودند و چیزی نداشتند اما بله در زمان بنی‌امیه در دمشق، سوریه و در زمان بنی‌عباس در بغداد، در عراق، آنجا اسلام خیلی نیرومند و قوی بود و قوی شد.

یک معادله‌ای هست که متفکران اسلامی هم به آن اشاره کرده‌اند. دوستان هم خوب است توجه به آن داشته باشید چون الان هم به شکل دیگری مطرح است. این است که لزوماً این‌طور نیست که وقتی منحنی قدرت و ثروت و پیشرفت بالا می‌رود، انسان‌ها دارند انسان‌تر می‌شوند و انسانیت دارد قوی‌تر می‌شود! بسا که شما به سمت حکومت‌ها و جوامع نیرومندتر و ثروتمندتری پیش می‌روید در حالی که انسان‌ها ضعیف‌تر می‌شوند، بدن‌ها قوی‌تر و روح‌ها ضعیف‌تر می‌شوند. قدرت مادی بیشتر می‌شود و قدرت معنوی کمتر می‌شود و همیشه همه ‌جا تقریباً به یک شکل این بود. زمانی همین فلسطین وقتی که حضرت عیسی(ع) در این منطقه ظهور کرد، ایشان که قدرتی نبود، نه در برابر اشراف و هژمونی یهود در دل امپراطوری روم، نه در برابر روم. حضرت عیسی(ع) فلسطینی است. یک فلسطینی که از خدا و معنویت با دست خالی حرف زد. می‌گفت تشک من خاک بیابان است و بالشت من متکای من سنگ بیابان است. بیشتر روزها روزه و شب‌ها عبادت.

چگونه شد که این فلسطین عقب‌مانده تحت سلطه روم در آن دوران، بعد بزرگ‌ترین قدرت معنوی در جهان شد؟ با این که خودش که تحت تعقیب بود که او را به صلیب بکشند. تصادفی نیست که مکه و مدینه که دو تا قصبه بودند، دو تا شهرک، نقطه تلاقی چند تا قبیله. آن طرف روم بود، ایران بود، چین بود، مصر بود، هند بود و بعد این ابرقدرت شد و همه این‌ها را یا شکست داد یا کاملاً تحت تأثیر خودش قرار داد.

یک دوره‌ای چهره‌های عظیم انسانی هستند، زیاد می‌شوند، علامت اعتلای روح، غنای معنوی، آن جوهر و گوهر انسانی با تمام زیبایی و جمال و جلال آن ظهور می‌کند. ارزش‌های اخلاقی رشد می‌کنند. انسان‌های زیباروح پیدا می‌شوند. فداکاران بزرگ. شما آن آدم‌هایی که در مدینه پیامبر تا کربلای حسین دیدید با این که به لحاظ مادی دست آن‌ها پر نبود ولی چه انسان‌های بزرگی تربیت شدند. در حالی که وقتی بنی‌امیه و بنی‌عباس به قدرت و ثروت و شوکت رسیده بودند، در جهان تمدن مسلمانان مطرح شده بود. دیگر خبری از سلمان و ابوذر و مقداد و بلال و عمار، خبری از ذوالشهادتین و مالک و این‌ها نبود. به جای آن ژنرال‌های قدرتمند و سرمایه‌داران بزرگ مطرح بودند.

در همین دوره ما، آمریکا و شوروی، روسیه، شوروی کمونیستی، این‌ها هر دو می‌گفتند ما پایان تاریخ هستیم و آخرین مرزهای قدرت و ثروت و پیشرفت اجتماعی! در حالی که اولین باری که شروع شدند آدم‌های دیگری بودند، حرف‌های دیگری می‌زدند، تیپ‌های دیگری بودند. حتی همین‌ها، همین جنبش‌های مادی. هرچه ثروتمندتر و قدرتمندتر شدند، شخصیت‌های مؤثر و شناخته‌شده و تاریخ‌ساز کمتر شدند. اشخاص زیاد شدند، شخصیت‌ها کمتر شدند. یعنی شخصیت‌های بی‌تشخص آمدند. روح‌های متوسط. چهره‌های هر روز از روز قبل بی‌رنگ‌تر. همین مقایسه بین مدینه قرن اول هجری با مدینه دهه‌های اول، با بغداد و با دمشق؛ مقایسه مجاهدین اسلام، رزمندگان اسلام در جنگ بدر و احد، که چند تا اسب بیشتر نداشتند. تعداد آن‌ها هم زیاد نبود. در بدر کلاً سیصد نفر بودند. در احد دیگر حداکثر هزار نفر بودند. این‌ها نه عده‌ای دارند نه عُده‌ای. ولی چرا آن‌ها تاریخ‌ساز بودند و هنوز الگو هستند؟ در حالی که سپاه اموی و عباسی و سپاه عثمانی که قدرت‌های بزرگ جهان بودند. این‌ها بیشترین نیروی نظامی را داشتند و مدرن‌ترین سلاح‌ها را داشتند. ولی انسان‌هایی که الگو و معلم باشند دیگر پیدا نمی‌کنید.

نکته‌ای است که بعضی درست تشخیص نمی‌دهند و این خیلی مهم است. به کدام جامعه و نظام مترقی می‌گویید؟ قدرت و ثروت را معیار می‌دانیم یا انسان و انسانی بودن را؟ البته اگر این باشد قدرت و ثروت هم می‌آید اما به روش انسانی می‌آید.

تعریف شما از ترقی، پیشرفت، تکامل چیست؟ این‌ها دو تا خط است. همین‌جا ما دو خط می‌شویم. بعضی‌ها می‌گویند اسلام در دوره بنی‌عباس و بنی‌امیه و عثمانی، خیلی وضع اسلام و مسلمانان از دوران مدینه پیامبر بهتر بود. منحنی آنجا بالا رفته. یک فکر هم این است که نه، منحنی رفت پایین. حکومت متمدن اما وحشی. به حدی که بعضی‌ها افراط کردند. منحنی رشد تمدنی و انسانی در عکس جهت هم حرکت می‌کند. حتی در همین آمریکای لجنی، آن آدم‌هایی که اول آمدند به اسم استقلال و مبارزه با انگلیس و حرف‌هایشان و بعضی کارهایشان را با رهبران فعلی آمریکا مقایسه کنید. همان‌ها هم خیلی سقوط کردند. یعنی آمریکا کارش رسیده به ترامپ و بایدن و این‌ها. یا در شوروی کمونیستی، آن اول لنین و تروتسکی حرف‌هایشان، شخصیتشان یک جور بود. این آخرها کار به برژنف و گورباچف و امثال این‌ها رسید. به کاسیگین و پادگورنی و کسانی امثال این‌ها رسید. یعنی همین غرب و شرقی که در زمان ما قدرت بودند که یکی از آن‌ها فروپاشید و آن یکی هم در حال فروپاشی است. الان نسبت به اول انقلاب، آمریکا خیلی ضعیف‌تر شده است. وحشی‌تر شده است. وحشی‌تر شده است اما ضعیف‌تر شده است. منطقه را از دست داده است. اسرائیل لب پرتگاه است. برای همین مستقیماً همه آن‌ها وارد جنگ شده‌اند. معنای این این خشونت اضافی این نیست که این‌ها قوی‌تر شده‌اند. وحشی‌تر شده‌اند برای این که احساس خطر جدی دیگر دارند می‌کنند.

یک وقت همین آمریکا و همین شوروی صحبت از ایدئولوژی می‌کردند. ایدئولوژی لیبرال، ایدئولوژی سوسیالیسم، صحبت از انقلاب و پرولتاریا و این حرف‌ها بود. آن هم صحبت از استقلال و حقوق بشر و دموکراسی و فلان. ته هر دوی آن شوروی و آمریکا شد. دو تا جنایتکار بین‌المللی که او در آن نیمه جهان جنایت می‌کرد، این هم در این نیمه جهان.

اصلاً ظهور انقلاب اسلامی و امام و اتفاقاتی که در این چهل و چند سال افتاده است و دارد می‌افتد، خیلی شبیه به اتفاقاتی است که در زمان انبیا می‌افتاد علیه قدرت‌ها و ابرقدرت‌های آن دوره. خیلی شبیه به ظهور مدینه است در بین ابرقدرت‌های دنیای آن روز. و خیلی‌ها قضاوت‌های اشتباهی که آن موقع می‌کردند و بعد به این قضاوت‌ها گل نشست، الان دوباره مشغول همان هستند.

یادآوری کنم که وقتی که پیامبر اکرم(ص) از حالت دفاعی خارج شدند و فرمودند: «دیگر دوران حمله و هجوم به دشمن فرا رسیده است. ما تا حالا دفاع می‌کردیم، مجبور بودیم دفاع کنیم و دفاع می‌کردیم. حالا از این به بعد ما حمله خواهیم کرد؛ و عملاً فاز جدیدی شروع شد. با این که ایشان در سخت‌ترین جنگ که جنگ احزاب بود، بزرگ‌ترین لشکرکشی تاریخ حجاز آمدند و این‌ها را در مدینه محاصره کرده بودند و عده‌ای از مسلمانان ترسیده بودند و می‌گفتند پیامبر از بس در محاصره گرسنگی کشیده، عقل او درست کار نمی‌کند! در این شرایط که همه داریم نابود می‌شویم، ایشان به امپراتور روم و شاهنشاه ایران، به حاکم مصر، یمن، کجا، کجا نامه نوشته که دست از سر ملت‌هایتان بردارید و بشر را رها کنید. بگذارید مردم، بشریت خودشان تصمیم بگیرند. بگذارید صدای خدا را بشنوند. دست از جنایت بردارید. خیلی‌ها همان موقع می‌گفتند پیامبر دیوانه است! اصلاً این که به پیامبران می‌گفتند دیوانه، برای این که با منطق مادی، دیوانه بودند.

چنان‌که وقتی امام(ره) در خط انبیاء اولین کسی بود که گفت: «شاه باید برود، پهلوی سلطنت باید از ایران برود». خیلی‌ها چپ و راست، مذهبی و غیرمذهبی، دشمن، حتی بعضی دوستان گفتند که این حرف امام خلاف عقل است. امکان ندارد. وقتی گفت: «صدام باید برود»، گفتند مگر می‌شود؟ وقتی گفت: «اسرائیل باید از بین برود»، گفتند مگر می‌شود؟ اسرائیل الان لب پرتگاه است. وقتی گفتند: «ما آمریکا را تحقیر خواهیم کرد» آن موقعی که ما اصلاً این امکانات و نیرو و این طرفداری بین‌المللی و این سلاح‌ها و این‌ها را نداشتیم اصلاً. هیچی نداشتیم. آن موقع وقتی گفت: «صدای شکستن استخوان‌های کمونیسم را داریم می‌شنویم و از این پس، جای شما در موزه‌های تاریخ خواهد بود». هر وقت هرچه از این‌ها را امام گفت، خیلی‌ها داخل و خارج گفتند اصلاً عقل سیاسی ندارد و واقع‌بین نیست. الان هم که گفته می‌شود امپراتوری آمریکا به گِل نشسته، از منطقه آمریکا را ان‌شاءالله بیرون خواهیم کرد و فلسطین آزاد خواهد شد. بعضی‌ها نگاه می‌کنند آقا این همه آمدند، دشمن به میدان و این همه ضربه می‌زنند. این چه حرف‌هاست؟ خلاف عقل و خلاف واقع‌بینی سیاسی است. دیوانه این حرف‌ها را می‌زند.

پیامبر(ص) در محاصره جنگ احزاب نامه می‌نوشت به ابرقدرت‌های جهان که تسلیم بشوید. دست از سر ملت‌هایتان بردارید. حالا این کار یکی از شجاعانه‌ترین اقدامات نظامی سیاسی تاریخ بشر است. همان وقتی که همه می‌گویند شما ضعیف هستید، دارید خودتان از بین می‌روید، خندق کندید، کانال کندید، رفتید پشتش که شهرتان سقوط نکند همان زمان دارید این حرف‌های گنده را می‌زنید؟ با کدام نیرو؟ نه عده‌ای دارید، نه تجهیزات جنگی دارید. می‌دانید مسلمانان اصلاً سلاح سنگینی که همان موقع هم متداول بود، نداشتند. هیچی نداشتند. می‌دانید شمشیر اصلاً اسلحه حساب نمی‌شود. به آن می‌گفتند اسلحه مسافر، اسلحه شخصی بود. همه در جامعه جاهلی داشتند. مثل الان در جامعه آمریکا که می‌گویند همه اسلحه دارند، هر کسی باید خودش از خودش دفاع کند، در هر خانه‌ای باید چند تا اسلحه باشد. در زمان پیامبر همین‌طور بود. همه اسلحه داشتند، یک سلاح شخصی بود. مسلمانان هم چیزی بیش از آن نداشتند. چگونه شما در محاصره هستید؟ کل نیروها، رزمنده‌هایتان سه هزار بیشتر نیستند. دشمن بیش از ده هزار نفر است. همه گروه‌های آن‌ها با هم ائتلاف کردند. همه با هم سراغ شما آمدند. مثل الان که همه با هم علیه غزه و لبنان و یمن و ایران و عراق متحد شده‌اند. چطور این‌جوری حرف می‌زنید؟ شما پناهگاه ندارید. محاصره هستید در مدینه. محاصره شدید.

وقتی که در آن نبرد دیگری که سپاه روم بعد آماده شده بود و بیش از صد هزار ارتش روم به سمت جزیرة‌العرب نیرو فرستاد که بیایند و کار پیامبر اکرم و مسلمانان را یکسره کنند و پیامبر و اصحاب ایشان حرکت کردند. حالا کل مسلمانان ده هزار نفر هستند. در آن بیابان‌ها پیاده دارند می‌روند به سمت ... در اختیار رومی‌ها است. دشمن بیش از صد هزار است. ابرقدرت دنیا. وقتی پیامبر اکرم(ص) با این نیروها حرکت کردند به سمت رومی‌ها که پشت جبهه عده‌ای خط نفوذی و جنگ روانی دشمن و عده‌ای هم آدم‌های ضعیف، بی‌شخصیت، ترسو. کسانی که می‌گفتند ما مذهبی هستیم اما کاری با دشمنان و این‌ها نداریم. ما تسلیم هستیم. ما هم تسلیم خدای خودمان نماز می‌خوانیم، هم تسلیم طاغوت‌ها و فرعون‌ها و ارباب قدرت هستیم! در مسائل شخصی تسلیم خدای خودمان نماز می‌خوانیم، عبادت می‌کنیم. در مسائل زندگی هم تسلیم این فرعون‌ها و طاغوت‌ها هستیم. این‌ها شروع کردند یک فضای سنگینی، یک فضای پچ‌پچ جنگ روانی در شهرها افتاد. گفتند که محمد(ص) و یاران او بزرگ‌ترین اشتباه عمر خودشان را کردند. خودشان را در هچلی انداختند که دیگر از این باتلاق بیرون نمی‌آیند. او و یاران او رفتند که رفتند. دیگر از این سفر باز نخواهند گشت. کارشان تمام شد. کار ما هم تمام شد! عده‌ای خوشحال بودند که گفتند کار آن‌ها تمام شد. عده‌ای هم ناراحت که آخه چرا پیامبر علیه روم و ایران و مصر و یمن اعلام حضور می‌کند؟ «بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن یَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِیهِمْ أَبَداً...» (فتح/ 12)؛ شما واقعاً هم این تحلیل را داشتید که پیامبر و مؤمنین، این چند هزار نفری که دارند می‌روند به سمت رومی‌ها، این‌ها دیگر هرگز به خانواده‌هایشان و به شهرشان باز نخواهند گشت. شما تحلیل همه شما این بود که این‌ها دیگر رفتند که نابود بشوند. اسلام تمام شد. سر قضیه جنگ خندق قبلاً همین را گفتید که: تمام شد. آمدند محاصره شدیم، تمام شد! حالا باز آنجا پیروز شدیم، باز دوباره حالا در برابر رومی‌ها همین را می‌گویید: «بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن یَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِیهِمْ أَبَداً». ابداً دیگر امکان ندارد که پیامبر و مؤمنین و این رزمنده‌ها که به جنگ رفتند امکان ندارد این‌ها برگردند. دیگر این بچه‌هایتان را نمی‌بینید. همه از بین رفتند. می‌فرمود: «وَ زُیِّنَ ذَ لِکَ فِى قُلُوبِکُمْ». مطمئن بودند که کار تمام شد. و این در ذهن شما آرایش شده بود یعنی زیبا و درستی هم به نظر می‌آمد. منطقی به نظر می‌آمد که عقلانی، واقع‌بینانه و درست است. یعنی چه اتفاقات سیاسی، نظامی و روانی، روحی روانی افتاد. عین آن‌ها الان و همیشه تکرار می‌شود. و پیامبر اکرم همان وقتی که همه فکر می‌کردند دارند این‌ها نابود می‌شوند، چنان قدرت‌نمایی کرد که در داخل جزیرة‌العرب دیگر به ذهن هیچ‌ کس خطور نمی‌کرد که به مدینه حمله کنند. گفتم این‌ها دیوانه هستند. به جنگ روم می‌روند! ما چه کسی هستیم؟ و این درگیری آن‌ها با روم که رفتند آنجا و ارتش روم مجبور شد، متوقف شد و عقب‌نشینی کرد. ترسید جلوتر بیاید. این باعث شد به لحاظ روانی کل جزیرة‌العرب عملاً به دست پیامبر فتح شد. یعنی دشمنان ترسیدند و همه نگاه‌ها به این طرف آمد که این‌ها چه کسی هستند؟ با روم در افتاده‌اند و رومی‌ها عقب رفتند. رومی‌ها ترسیدند.

بعد از این قضیه‌ای که روم را هم ترساندند، به سمت کعبه آمدند. گفتند ما می‌آییم نه برای جنگ، می‌آییم کعبه را زیارت می‌کنیم برمی‌گردیم. و تا نزدیک مکه رسیدند. حدیبیه می‌دانید یک روستایی بود مثلاً ده، بیست کیلومتری مکه. تا آنجا آمدند. این یک عملیات دیگر هجومی بود. دشمن را وادار کردند که قراردادی را امضا بکند که خیلی خب. پذیرفتند که حالا امسال برگردید ولی سال بعد بیایید بدون سلاح بیایید زیارت بکنید، بروید و ما دیگر با شما کاری نداریم. و همین مقدمه فتح مکه شد. چون پیامبر می‌دانستند این‌ها قراردادهایشان را زیر آن می‌زنند، عمل نمی‌کنند. وادارشان کرد به یک قرارداد و بعد که خود آن‌ها تخلف کردند، حرکت به سمت مکه شروع شد و بدون جنگ و خونریزی مکه را فتح کردند؛ و بعضی از مستشرقین بحث کردند که پیامبر اکرم(ص) چگونه جنگ روانی اینقدر قوی انجام داد که بدون جنگ، نیروهای مسلمان از چهار طرف وارد مکه شدند و دشمن با این که می‌توانست به لحاظ مادی بجنگد ولی به لحاظ معنوی و روحی تسلیم شد و بدون نبرد، مکه فتح شد.

آمریکا و اسرائیل را اصلاً نمی‌دانند چه کسی بودند و چه کسی بودند. من یکی دو تا سند خدمت شما عرض می‌کنم که اصلاً آمریکا، انگلیس و اسرائیل که الان دارند در سطح منطقه با اسلام می‌جنگند، با مستضعفین می‌جنگند، جنایتکاران بزرگ تاریخ معاصر، بر ایران مسلط بودند. چگونه الان کشورهای عربی کاملاً در مشت این‌ها هستند؟ یعنی حاکمان‌شان، نفت‌شان، امکانات‌شان، همه‌چیزشان، ارتش‌شان، پلیس‌شان در اختیار آمریکا و انگلیس است و در کنار اسرائیل. زمان شاه ایران همین‌طور بود. شاه ایران، ایران شاه، گاو شیرده بود. بدجور گاو بود و بدجور شیرده. چندین هزار، ده‌ها هزار افسر و کارشناس آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی در ایران بودند. کل کشور تحت کنترل این‌ها بود. نفت ایران، ارتش ایران، پلیس، ساواک، حتی این که چگونه شکنجه کنید. وزرای دولت، نماینده‌های مجلس، حتی رئیس دانشگاه تهران، رئیس چند تا دانشگاه. این‌ها را سفارت آمریکا، انگلیس و اسرائیلی‌ها حق وتو داشتند. این‌ها به شاه دستور می‌دادند چه برسد به بقیه. ایران هیچ ‌وقت شاید کمتر وقتی اینقدر ذلیل بوده است که در زمان پهلوی بود. بعضی‌ها می‌گویند بحرین را داد، نه آقا، کل ایران را داد. پهلوی اولین رژیمی هست که بیگانه او را سر کار آورد در ایران. رضاخان را با کودتا در جنگ جهانی اول.

حالا ببینید که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها چقدر از دست ما عصبانی هستند. این‌ها می‌گویند ایران یکی از نوکرهای ما بود، یکی از ایالات ما بود، یکی از گاوهای شیرده ما بود. متحد اسرائیل، ایران در خدمت اسرائیل بود و فرمانبر آمریکا و انگلیس. چگونه ایران آزاد شد؟ کل منطقه را تا فلسطین و یمن بعد از انقلاب اسلامی از کنترل این‌ها خارج شدند و دائم ضربه می‌خورند.

برادرها و خواهران، این اتفاقاتی که الان دارد می‌افتد، در تاریخ بی‌سابقه است. شما شاهد یکی از مهم‌ترین پیچ‌های تاریخ این منطقه و تاریخ جهان هستید. اتفاقات بزرگی. چندین قرن بود، حداقل یکی دو قرن که ایران و اسلام و مسلمین ذلیل شده بودند، امروز دارد این اتفاق معکوس می‌افتد. این که امام(ره) همان اول می‌گفت: «آمریکا و اسرائیل در رأس دشمنان اسلام و ایران هستند» و می‌گفت: «اسرائیل دشمن بشریت و دشمن کل انسان‌ها است». گمان نکنند بعضی‌ها که اسرائیل یک کشور معمولی است. اسرائیل یک کشور نیست. اسرائیل بزرگ‌ترین پادگان کفر در جهان اسلام و بزرگ‌ترین پادگا استکبار و استعمار غرب در کل جهان است. اسرائیل خط مقدم استکبار غربی است. اسرائیل مربوط به آن هژمونی صهیونیستی سرمایه‌داری است که بعد از جنگ بین‌الملل دوم، یعنی در این هفتاد- هشتاد سال اخیر، آن هژمونی سرمایه‌داری صهیونیستی بر انگلیس و آمریکا و بعد از جنگ بین‌الملل دوم، آلمان و فرانسه و ایتالیا و هلند، بر همه این‌ها مسلط شد. این‌ها همان‌هایی هستند که بعد از جنگ جهانی اول و دوم کل جهان اسلام را گرفتند و بین خودشان تقسیم کردند. بخشی از جهان اسلام برای انگلیس شد که ما هم جزء او بودیم. بخشی هم برای فرانسه شد. یک بخش شمالی را هم روس‌ها روسیه تزاری، قبل از کمونیست‌ها و بعد کمونیست‌ها گرفتند. جنگ هیتلر با این‌ها هم سر تقسیم غنائم بود که این‌ها هیتلرهای پیروز شده هستند، او هیتلر شکست‌خورده بود. سر اروپا و سر قاره‌های دیگر با هم جنگیدند.

چرا اسرائیل برای این‌ها مهم است؟ ما با ابرقدرت‌های جهان درافتادیم. کل قدرت‌های استکباری جهان در کنار اسرائیل، بلکه حتی جلو اسرائیل آمدند یعنی وقتی ارتش آمریکا و اسرائیل با هم به ایران حمله می‌کنند، این اتفاق برای اولین بار دارد می‌افتد. قبلاً اصلاً همچین اتفاقی نمی‌افتاد. این‌ها قبلاً در همین چهل سال، چند تا جنگ و درگیری در منطقه ایجاد کردند، هیچ‌ وقت خودشان جلوی صحنه نیامدند. صدام را فرستادند، رژیم‌های منطقه را فرستادند در جنگ هشت ساله‌ای که به ما تحمیل شد. ما از بیست- سی کشور اسیر گرفتیم. یک جنگ جهانی بود. پشت آن ولی آمریکا و اسرائیل و شوروی و انگلیس و فرانسه و این‌ها بودند.

بعد در جریان‌های تکفیری در منطقه، باز مسلمانان را به جان هم انداختند. حالا دیگر در آن ماجراها چون شکست خوردند و از بعد از طوفان الاقصی و بعد از جهاد مقدس سید حسن نصرالله(رضوان الله علیه) و یحیی سنوارها(رضوان الله علیه) و این قهرمان یمن، قهرمانان یمن(ایدهم الله) و مجاهدان اسلام در ایران و عراق و کل منطقه. حالا بدانید چه کار عظیمی انجام دادند. در غزه و لبنان، انگلیس و فرانسه و آمریکا و اسرائیل و این‌ها همه با هم شکست خوردند. قتل‌عام‌هایی که کردند و می‌کنند، همه با هم دارند می‌کنند. در این جنگ دوازده روزه، کل این‌ها به ایران وارد جنگ شدند و مجبور شدند آتش‌بس بدهند و خودشان عقب بروند و البته هنوز توطئه ادامه دارد و جنگ تمام نشده است. توطئه‌های دشمن تمام نشده است. این‌ها ضربات سنگینی خوردند. این ضرباتی که اسرائیل خورده است، یعنی کل استکبار، این ضربات را خورده است. انگلیس به عنوان امپریالیسم قرن گذشته که کشورهای مسلمان زیادی را اشغال کرد و غارت و جنایت کرد و تا همین الان هم حکومت آن کشورها را با مشارکت آمریکا و اسرائیل غالباً هنوز در دست دارد و بعد هم در تبلیغات و این‌ها تا همین الان دارند فیلم می‌سازند. من در همین فیلم‌های سینمای خانگی در ایران می‌بینم دائم دارند فیلم‌های سینمایی مربوط هنوز به جنگ جهانی دوم را دائم می‌سازند که کلاً دو تا چیز را می‌خواهند بگویند. یکی این که آمریکا و انگلیس منجی اروپا بلکه جهان بودند و دوم این که یهود، یهودی‌ها حق دارند بر دنیا ریاست کنند و هر کاری می‌کنند حق دارند، حق‌شان است! و این‌ها حکومت ملی یهود و یک پایگاهی درست بشود که هر جنایتی که می‌کنند، بکنند.

فاشیست‌ها، نازی‌ها، هیتلر، هر کار کرد، شما کردید، بدتر از او انجام دادید. او در اروپا انجام داد با مسیحی و یهودی، شما در کل جهان دارید انجام می‌دهید با مسلمان و غیرمسلمان. صهیونیسم همان فاشیسم امروز است. یعنی اسرائیل تجسم و خط مقدم کل قدرت‌های امروز شیطانی جهان در قلب سرزمین‌های اسلامی علیه اسلام است. اسرائیل درست شد برای این که دائم این‌ها بتوانند در جهان اسلام مشکل درست کنند و از طریق اسرائیل وسط جهان اسلام و در قبله اول مسلمانان بر جهان اسلام، غرب حکومت کند و بر جان و مال مسلمانان مسلط بشوند. حکومت‌های منطقه را کنترل کنند. الان حکومت‌های عربی و ترکیه، آذربایجان، این‌ها هیچ‌کدام مستقل جرأت ندارند علیه منافع اسرائیل کمترین قدمی بردارند. حتی معاملات و قراردادهایشان را در این دو سال اخیر به هم نزدند. دو کلمه علیه، او هم نه اسرائیل، علیه نتانیاهو فقط حرف زدند. در عمل به صهیونیست‌ها کمک کردند و پیش ملت‌های خودشان احترام و آبرو ندارند. ملت‌هایشان با ما هستند. بعضی از خود دولتمردان‌شان هم با ما هستند. در جلسات خصوصی به بعضی از مسئولین ایرانی این را گفتند و می‌گویند.

بعد از جنگ، به خصوص جنگ جهانی دوم، آمریکا که به عنوان یک متحد قوی‌تری دیگر، وارد صحنه شد، به جای انگلیس آمد و بالاتر از بالاسر انگلیس به کمک اسرائیل. از همان اول اسرائیل را این‌ها به وجود آوردند. تا همین الان اسرائیل را این‌ها نگه داشتند و بدون آمریکا و بدون کمک رژیم‌های کشورهای منطقه، اسرائیل حتی شش ماه نمی‌توانست بماند. بخصوص در این دو سال، ده بار از بین رفته بود. آمریکا بی‌دریغ به لحاظ نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی، با تمام قدرت در صحنه است. مخصوص جمهوری‌خواهان و آن‌ها نیست، دموکرات و جمهوری‌خواه با هم، همه‌شان. بایدن گفت: «من یک صهیونیست هستم». اوباما گفت: «اسرائیل برای ما مثل آمریکا است. دفاع از اسرائیل مثل دفاع از آمریکا است». این یارو هم که روشن است چگونه است.

خط قرمز هر کس در انگلیس و فرانسه سر کار می‌آید، خط قرمز باید اسرائیل باشد! بقیه اروپا هم عرض کردم اصلاً کسی نیستند، مستقل نیستند. کشورهای عربی و منطقه و همین‌طور آسیای میانه باید بفهمند که اسرائیل خط قرمز است. حتی شما ملاحظه کنید روسیه و چین هم که خودشان قدرت هستند، خودشان هم ابرقدرت هستند به لحاظ نظامی، اقتصادی، سیاسی. حتی این‌ها هم اخیراً برای اولین بار دارند علیه اسرائیل گاهی حرف می‌زنند. یعنی همه می‌فهمند که ناموس استکبار غربی است و این اتفاقی که دارد در منطقه از غزه و لبنان تا ایران می‌افتد، سرنوشت یکی دو قرن آینده بشریت را تعیین خواهد کرد. نفت ایران زمان شاه و نفت کل کشورهای نفت‌خیز منطقه، کشورهای عربی، همه باید در خدمت اسرائیل باشد و بود و الان هم هست. نفت ایران در زمان شاه، نفت و گاز ما در خدمت اسرائیل بود.

یکی دو برگ سؤالاتی از دوستان را آوردند. من در این دقایق باقی‌مانده خدمت شما برای این سؤالات هستم. فقط عرایضم را جمع‌بندی کنم. چرا چه در اروپا، چه در جهان اسلام، همه باید در برابر اسرائیل خضوع کنند؟ باید نفت و گازشان را مجانی و ارزان به او بدهند؟ باید به اسرائیل عرض ارادت و خضوع کنند؟ و حالا این اسرائیل در برابر انقلاب اسلامی شکست خورده است. برای اولین بار تل‌آویو و حیفا، بعضی محلات اشرافی آن تبدیل و شبیه به غزه شدند. برای اولین بار این‌ها چند میلیون، چند میلیون گریه می‌کنند، در پناهگاه می‌روند. برای اولین بار مستقیم خودشان، آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند و شکست خوردند در فاز اول. حالا دیگر خودشان مستقیم آمدند به جنگ ما و شکست خوردند. این‌ها فکر کردند. شما این را بدانید این جنگ دوازده روزه یک جنگ معمولی نبود. این‌ها آمدند کلاً ایران را بگیرند.

این‌ها چند سال است در ایران سازماندهی کرده بودند. چند هزار نیرو را در تهران و شهرهای مختلف سازماندهی کرده بودند. این پهپادها و بمب‌گذاری‌ها و بعضی از این ترورها، این‌ها از داخل کشور از چند سال قبل سازماندهی شده است. کل اپوزیسیون‌شان را همه را با هم متحد کردند که از اشغال ایران دفاع کنند. این‌ها فرمانده‌های سپاه و ارتش را زدند. مراکز هسته‌ای ما را زدند. الان گفتند چند تا دانشمند هسته‌ای دیگر را هم زدیم، تمام شد. حالا بعد روشن خواهد شد که شما هیچ ضربه اساسی‌ای به تکنولوژی هسته‌ای ایران نزدید. البته عزیزانی از دست رفتند، از دست ما نرفتند، به دست آمدند. این‌ها الان که ما با شما صحبت می‌کنیم این شهدای عزیز طبق وعده‌های قرآن کریم در بهشت الهی، در بهشت برزخی، در زیر باران رحمت الهی هستند. در این مسائل هسته‌ای هیچی از بین نرفت؛ و بعد خواهند دید. حمله‌ای شروع کردند، گفتند ایران تمام شد! و شکست خوردند، مجبور شدند آتش‌بس بدهند. شما این را دوستان بدانید چه اتفاق بزرگی در این دو سال و به طور خاص در این جنگ دوازده روزه افتاده است. اصلاً معادلات جهان بهم ریخته و عوض شده است. این اولین بار است که دارند واقعاً دارد آمریکا و اسرائیل و استکبار دارند واقعاً شکست می‌خورند. مستقیم وارد جنگ شدند و نتوانستند و همه حکومت‌های وابسته کشورهای مسلمان در منطقه، عربی و غیرعربی، به آمریکا و اسرائیل کمک کردند، کمک نظامی، کمک اقتصادی، کمک اطلاعاتی ولی چون ملت‌هایشان با ما هستند، جرأت نمی‌کنند اسرائیل یا آمریکا را محکوم نکنند. شما وضع مثلاً بحرین و امارات و عربستان، اردن، مصر، این‌ها را نگاه کنید. زمان شاه همین‌طور بود. بلکه از جهاتی بدتر. این که آمدند یک منطقه‌ای کوچکی را اینجا گرفتند، سرزمین فرزندان هابیل، قرارگاه وارثان قابیل شده است! اعقاب نمرود در مهد حضرت ابراهیم(علیه السلام) حکومت تشکیل دادند. خط فرعون در سرزمین موسی(علیه السلام) و خط روم و یهود در سرزمین عیسی(علیه السلام) فلسطین، رژیم صهیونیستی را تشکیل دادند و می‌خواهند این از هم نپاشد؛ و برای اولین بار در تاریخ دو میلیون اسرائیلی دارند از اسرائیل می‌روند یا رفتند یا دارند می‌روند و این که این غده سرطانی مخوف بدون جنگ، بدون نبرد، با خواهش و تمنا و مذاکره از بین نخواهد رفت. اسرائیل با دیپلماسی نابود نمی‌شود. تقویت شده است. آمریکا با مذاکره و دیپلماسی دست از سر ملت‌های منطقه برنمی‌دارد. هیچ‌ کدام از این رژیم‌ها و کسانی که عملاً نوکران منطقه‌ای آمریکا و متحد اسرائیل هستند، هرگز و امکان ندارد علیه اسرائیل و منافع اسرائیل کاری بکنند یا به ما کمکی بکنند. توقع همکاری علیه آمریکا و اسرائیل و انگلیس مثل توقع همکاری یک نوکر علیه اربابش است و این‌ها توهم محض است. ما البته باید تا می‌توانیم سپاه دشمن را، جبهه دشمن را متفرق کنیم و نگذاریم به نفع دشمن اصلی وارد عمل شوند و تا می‌شود مهار کرد. این لازم است. چون آن‌ها همه دائم خواستند و می‌خواهند به بهانه‌های مختلف مذهبی، قومیتی، جنگ منطقه‌ای، جنگ مسلمان با مسلمان راه بیندازند. این را باید به شدت مراقب باشیم. کاری که به دست صدام کردند، کاری که در سوریه کردند، کاری که می‌خواهند مثلاً به دست ترکیه و آذربایجان یا به دست بعضی رژیم‌های عربی منطقه بکنند. مسلمانان را باز به جان هم بیندازند. به هیچ وجه ما در این تله نباید بیفتیم و ان‌شاءالله نخواهیم هم افتاد. و لو که طرح دشمن این‌ها است. یعنی الان یکی از طرح‌های آن‌ها که حتماً دنبال آن هستند این است که سوریه را که گرفتند، حالا سراغ مثلاً عراق بیایند؛ و احتمال هست که در عراق دوباره درگیری‌هایی را شروع کنند. و ان‌شاءالله آنجا ضرباتی خواهند خورد از داخل عراق و از بیرون عراق که بساطشان را برای شاید همیشه ان‌شاءالله جمع کنند. ولی همیشه می‌خواهند مسلمان‌ها از دو طرف کشته بدهند. عده‌ای به نفع آن‌ها، عده‌ای علیه آن‌ها.

امروز پیروزی بزرگی بوده است که خود آمریکا و اسرائیل مستقیم به جنگ ما آمدند و از ما ضربه خوردند. این یک گام بلندی به جلو بود. دیگر ما اجازه نمی‌دهیم و نباید بدهیم که بعضی از کشورهای منطقه را به جان هم بیندازند. این دفعه هر کسی هم با ما درگیر بشود که نخواهد شد و جرأت نمی‌کنند، ما مستقیم با آمریکا و اسرائیل ضربه را باید بزنیم و خواهیم زد. دیدید که در دنیا کسی تا حالا به پایگاه‌های آمریکا حمله نکرده است. جرأت ندارد بکند، حتی جرأت ندارد بگوید ولی این کار شد. هم در عین الاسد عراق، هم در این پایگاه العبید در قطر که بزرگ‌ترین مرکز آمریکا است در شاید در منطقه و یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های آن در جهان بود.

اسرائیل موجودیت خود را مدیون این قدرت‌های استکباری غربی در جهان است. هم در دوران کمونیست‌ها که شوروی با اسرائیل مسئله‌ای نداشت، به رسمیت شناخت. مشکل شوروی این بود که این کشورهایی که مثل لیبی و سوریه و مثلاً یک مدتی عراق و این‌ها با او متحد بودند، با کشورهایی که تحت امر آمریکا بودند و انگلیس بودند، جنگ قدرت بین خودشان بود وگرنه کمونیست‌ها هم با اسرائیل مشکلی نداشتند. رژیم شوروی. در یک منطقه کوچک، یک جمعیتی را از جاهای مختلف وارد آن کردند. چند میلیون فلسطینی را آواره کردند، قتل‌عام کردند. چند میلیون آدم را آوردند در خانه‌های این‌ها، این‌ها از ده، بیست کشور دنیا که اکثر این‌ها دو تابعیتی هستند. همین حاکمان، مقامات اسرائیل بعضی از آن‌ها اصلاً خودشان در اسرائیل، در فلسطین به دنیا نیامدند. اصل این نتانیاهوی خبیث، لهستانی است. آن یکی دیگر کجا، و... خیلی از آن‌ها ریشه‌هایشان در اروپای شرقی است، اروپای غربی است. بعضی از آن‌ها از آمریکا آمدند. این‌جوری هستند. یک منطقه کوچک، یک جمعیتی. چگونه است که بزرگ‌ترین مجموعه جاسوسی امنیتی دنیا را اسرائیل داشته است؟ شما این که ایران زد مرکز موساد را نابود کرد، این یک فتح الفتوح عظیمی بود. حالا دیگر من می‌خواهم چون به سؤالات دوستان بپردازم، فرصت نیست.


هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha